السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

176

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

خود تشويق و ترغيب نمودى ، آن وقت پادشاه با او وداع كرد . ابراهيم به راه خود ادامه داد تا وقتى كه به منطقه بالاى شامات رسيد در حالى كه لوط ( ع ) به عنوان جانشين او در منطقه پايينى شامات بسر مىبرد . پس از آن چون مدّتها گذشت و ابراهيم صاحب فرزند نشد به ساره گفت : اگر بخواهى من هاجر را از تو خريدارى مىكنم ، شايد كه خداوند از او فرزندى نصيب ما كند و جانشين ما باشد ، ساره رضايت داد و ابراهيم هاجر را از او خريدارى كرد و با او تزويج نمود و اسماعيل ( ع ) از او متولّد شد . در اين مورد بايد گفت : امورى باقى مانده كه آگاهى از آن لازم است : امر اوّل ) : علماى اسلام در بارهء پدر ابراهيم ( ع ) اختلاف كرده‌اند ، فخر رازى در تفسير خود مىگويد : ظاهر كلام خداى متعال اين است كه اسم پدر حقيقى ابراهيم ( آزر ) بوده و بعضى ديگر نام پدر ابراهيم را ( تارخ ) دانسته‌اند . زجاج مىگويد : بين نسابين در مورد نام پدر ابراهيم اختلافى وجود ندارد و همه او را تارخ مىدانند . و بعضى از ملحدين اين امر را طعنى بر اين قرآن دانسته‌اند و براى آن وجوهى قائل شده‌اند : من جمله اينكه پدر ابراهيم تارخ بوده و آزر عموى او بوده است و در لسان عرب به عمو هم لفظ ( أب ) اطلاق مىشود ، چنانچه در سورهء يوسف از قول اولاد يعقوب نقل شده كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را آباء يعقوب ناميده‌اند [ 1 ] ، با اينكه قطعا اسماعيل عموى يعقوب بوده . سپس مىگويد ، شيعه مىگويند : هيچ يك از پدران رسول خدا ( ص ) كافر نبوده‌اند و به همين جهت آزر را عموى ابراهيم دانسته‌اند و امّا حجّتهايى كه براى اين مدّعا مىآورند اين است : خداى متعال مىفرمايد : الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ [ 2 ] يعنى روح پيامبر از فرد مؤمن و سجده‌كننده‌اى به فرد مؤمن و ساجد ديگرى منتقل مىشده و كافر در آباء آن حضرت نبوده است ، همانطور كه خود پيامبر ( ص ) مىفرمايد : ( من همواره از صلب پدران مطهّر و مؤمن به رحم مادران

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 133 . [ 2 ] سوره شعراء ، آيه 219 .